بدانکه این ازدرها دید نیاست » ولکن هم ی مرده بینده و کسانیکه و عالم باشند نبینند اکه چبزیراکه از آن عالم باشد بحشم این عالم نتو آندید ان اردرها ۱ مردهرا متمعل ۱ 4 تاهمحنان میبیند که درینحهان میستند . و لکن دو تبیتی 4 جنانکه جوند بسیاز گ سند که ذیر ۱ مار مبگزد :1 آنکه در بر-وی نشسته باشد نمسند . و راز خفته رامو جودست. ور نج ویرا حاصل»ودر حقبدار معدوماست ؛ و از آنکاتداووی سوم ازر نج وی هیچچیز کمتر نشود . وجون خفته بخواب بیاد که مارویر ث ۵ آنزخم دشمنی اش که بروی ظفر خواهد یافت » و آن رنج روحانی بود ؛ و بردل باشد #ولکن مثال ان چون ار عالم بعاریت خواهند ۰ ماریباشد ؛ وباشد که چون آن دشمن بروی ظفریابد »گوید : تعمار خوابخویش بدیدم )اس و ۳-9 شر آمان کت رل »و بن دشمن برمن کام خویش نر اندی ؛ که این عذاب بردل وی از نحه که برتن باشد » وارمار عظیم تر بود. پسا گر گوبی که :اینمارمعدوم است : آ نجه وبرامیگزد خبالیاست ؛بدانکه ایرن غلطیءظیم اتیتت که ان مار هو حجو دست . ۱ ومعنی موحود « بافته » بود. و معنی معدوم «زا بافته » بو د : وهرجه یافتهتو نگ درخواب وتا نرامیبینی آنموجودست درحق تواگرچه هیچکس دیگر آ نرانتواند دیداوهر چهتو 1 انمیبینی نایافته و ناموحو د تست ااگر چه همهخلق از اهسیتند . ورجون عذاب:و سیبعذاب اهر دو مرده وخفعهرا بافتهاست . از آنکه دیگرینسند در آنچه تقصان بد ؟ امااین هست که خفته زود بیداز شود واز آن برهد ؛ 7 آن راخیالی نام - ۳ » اما مرده در آن بماند که مر 4 را ۳ نیست » پسبا او بماند ؛ و همحون محسوسات این عالم باشد درشات . ۱ ودرقر آن ودرشربعت نیست که آن مارو که دم واژدرها که در گورباشد "بدین برایمرده قابل احساس وقابل تصور است . -۸۷- ۱ اه وا و او و و دا و و ات و و و و و و و او و و و و و دا و اد ها سا ام اه و و و و او و و ام و و و ار و او و و وا و و و او وا وا و ۱ و و و و و او وا و و و و و و و و و و و و و و و و و و و سا و و ار هر و و و چشم دا رس بتواند دید تا درعال شپادت باشند ) اما تم که ازین 1 دورشود 145 بیق 0 حال این مر ده وی را کشف کنند 1 ویرا در مان مارو کژدم بیند . و تسیاء واولا بر در بیداریبه بینند: که ۱ نحجه دیگرا ۳ درخو ابباشد» ایشانر در دار ی باشد ۳ عالم محسو ساأت ابشانر ارمشاهده کار های ان حبان پساین اطناب "بران میرود » که گروهی ازاحمقان » بدان مقدار که در گور نگ دد زجسری تسیل ی ی ظاه ر- عذابالقیر را انکار کنند 1 داین از انس ت که راه فر کار آن حپان ندانند . فصل ( ره ( ۳ عذاب فبر بر ی همه ثبست] همانا که گوبی: ا گرعذابالقبرازجهت علاقه وت باین عالم ۹ هیحکس ازاین خالی نباشد که رن وفرر ند و مال وجاه را درست دارد 1 س ظ۹4 را عذآبالق, رخواهد و 3 وهیحکس از بنْ ثر دود . حواب شرت کز : ره س من است ؛ که کسانی باشند کهاز دنیاسیر شده باشند 4 وایشانر دردنبا ووسیح) هسوت گاه! آوهیچأً سبارشحای ۳ نده باشد ۹ وار زومند مره باشند .
بدانکه این ازدرها دید نیاست » ولکن هم ی مرده بینده و کسانیکه و عالم باشند نبینند اکه چبزیراکه از آن عالم باشد بحشم این عالم نتو آندید ان اردرها ۱ مردهرا متمعل ۱ 4 تاهمحنان میبیند که درینحهان میستند . و لکن دو تبیتی 4 جنانکه جوند بسیاز گ سند که ذیر ۱ مار مبگزد :1 آنکه در بر-وی نشسته باشد نمسند . و راز خفته رامو جودست. ور نج ویرا حاصل»ودر حقبدار معدوماست ؛ و از آنکاتداووی سوم ازر نج وی هیچچیز کمتر نشود . وجون خفته بخواب بیاد که مارویر ث ۵ آنزخم دشمنی اش که بروی ظفر خواهد یافت » و آن رنج روحانی بود ؛ و بردل باشد #ولکن مثال ان چون ار عالم بعاریت خواهند ۰ ماریباشد ؛ وباشد که چون آن دشمن بروی ظفریابد »گوید : تعمار خوابخویش بدیدم )اس و ۳-9 شر آمان کت رل »و بن دشمن برمن کام خویش نر اندی ؛ که این عذاب بردل وی از نحه که برتن باشد » وارمار عظیم تر بود. پسا گر گوبی که :اینمارمعدوم است : آ نجه وبرامیگزد خبالیاست ؛بدانکه ایرن غلطیءظیم اتیتت که ان مار هو حجو دست . ۱ ومعنی موحود « بافته » بود. و معنی معدوم «زا بافته » بو د : وهرجه یافتهتو نگ درخواب وتا نرامیبینی آنموجودست درحق تواگرچه هیچکس دیگر آ نرانتواند دیداوهر چهتو 1 انمیبینی نایافته و ناموحو د تست ااگر چه همهخلق از اهسیتند . ورجون عذاب:و سیبعذاب اهر دو مرده وخفعهرا بافتهاست . از آنکه دیگرینسند در آنچه تقصان بد ؟ امااین هست که خفته زود بیداز شود واز آن برهد ؛ 7 آن راخیالی نام - ۳ » اما مرده در آن بماند که مر 4 را ۳ نیست » پسبا او بماند ؛ و همحون محسوسات این عالم باشد درشات . ۱ ودرقر آن ودرشربعت نیست که آن مارو که دم واژدرها که در گورباشد "بدین برایمرده قابل احساس وقابل تصور است . -۸۷- ۱ اه وا و او و و دا و و ات و و و و و و و او و و و و و دا و اد ها سا ام اه و و و و او و و ام و و و ار و او و و وا و و و او وا وا و ۱ و و و و و او وا و و و و و و و و و و و و و و و و و و و سا و و ار هر و و و چشم دا رس بتواند دید تا درعال شپادت باشند ) اما تم که ازین 1 دورشود 145 بیق 0 حال این مر ده وی را کشف کنند 1 ویرا در مان مارو کژدم بیند . و تسیاء واولا بر در بیداریبه بینند: که ۱ نحجه دیگرا ۳ درخو ابباشد» ایشانر در دار ی باشد ۳ عالم محسو ساأت ابشانر ارمشاهده کار های ان حبان پساین اطناب "بران میرود » که گروهی ازاحمقان » بدان مقدار که در گور نگ دد زجسری تسیل ی ی ظاه ر- عذابالقیر را انکار کنند 1 داین از انس ت که راه فر کار آن حپان ندانند . فصل ( ره ( ۳ عذاب فبر بر ی همه ثبست] همانا که گوبی: ا گرعذابالقبرازجهت علاقه وت باین عالم ۹ هیحکس ازاین خالی نباشد که رن وفرر ند و مال وجاه را درست دارد 1 س ظ۹4 را عذآبالق, رخواهد و 3 وهیحکس از بنْ ثر دود . حواب شرت کز : ره س من است ؛ که کسانی باشند کهاز دنیاسیر شده باشند 4 وایشانر دردنبا ووسیح) هسوت گاه! آوهیچأً سبارشحای ۳ نده باشد ۹ وار زومند مره باشند .