حپارم - نگاهداشتن فصل پنجم - معنی حشر ونشر و بعت و اعاده 1 فصل ششم - مشاهده بپشت و دورخ در این دئبا؛ فصل هفتم - معنی عذاب قبر ؛ فصل هنم - <هسمت ودرحات فصل هم - اژدرهای گور رابچشم سرنتوآن دید؛ فصل دهم - عذاب قبر برای همه نسدت ؛ فصل پاز دهم - راه آزمایشایمنی ان فصل دواد ذهم - سه جنس آتش ۱ ایمنی دوزخ روحانی فصلسیزد هم - آتش روحانی دردناکتر از آش جسمانی است؛ فصل چهاردهم - منازلسیروسفر روحدر دنا ۱ فصل دا از دهم بگمان ضعیف هم و و و و و و و و وم و و و و و و و و و و و دا و و وا هو ور و وا و و و او وا ده ها وان وا و دا اه و و و و و وا و اه ها و نا ها ۲ و و و ما و وا ها ها و ها ها و ی وا هر و و ها و و و ها ها و سا ها ها ام و و و ۵ و و و ها و ده و داا ه و وا و وا و وا و ار ۵ ۵ 9 ۱ ار نا دا وا و۱ [مشت و دوز ی کالیدی ودو ححأفی ] بدانکه حقیقت آخرت هیچ کس نشناسد , تا حقیقت مر اولا نشناسد ؛ و حقیقت مرك نداند » تا حقیقت زند گانی نداند » وحقیقت زند گانسی نداند » تاحقیقت روح نداند . و معرقت حشبقت روح » معرقت نفس خودست » که بعضی از شرح وی گنته آمد. و بدانکه ار شرع کفته آمدکه: آدمی مر از دو اصل : ۳ روح؛ و دیگ رکالبد , روحچونسوارست »و کالبد چونمر کب . واين روحرادر آخرتبواسطة کالبدحالتی است »وپشتی ودوزخی است . و وبرا بسبب دات خود نیزحالتیاست بی نکهغالب رادر آن شر کتیبود . وویرابرایقالب نیز بپشتیودوزخی است »وسعادتیو شهاو تیاست. 9 ما نعیمو لذتدار که 9 اسط4قا لب باشد تم «بهشت روحانی »ميکنيم ورنجوالم وشقاوتو برا که بیقالب بود ۰ تشروحانی» ميگوئيم ۱ اما پشت ودوزخ که قالب درمیان باشد » این خود ظاهرست ؛ وحاصل آن ۱ اشجار وانپار وحور وقصور ومطعوم وشروب دغیر آنست ؛ وحاصل - دورخ آتش ومار و کددم ورووم ۷" وغبر آن , وصفغت آنهر دودرقر آن واخبار مشهورست» دثیم همیگنان 2 ادریاید ؛ وفصیل آن در کتاب کر ا(موت» از ۴ « احیا » کنتهايم واینجابرین اقتصار کنیم , وحقیقت مرگشرح کنیم»2بمعنی برشتودوزخ روحانیاشارت کنیم که این راهر کسی تاش ۱ واینکه گفت: «اعدت تعبادی ااصالحیی مالاعیی رت و لاادنسمعت ولا خطرعلسی قلب بشر " دزشسفت روحانی بود . واز درون دل رودنی ی بعالم ماوت , که از آنروزن اینمعانی آ شکارا شود 4 ودروی هیج شمپتی نماد ۱ و را که آن راه گشاده شود » ویر ا هَینی روشن بسعادت وشقاوت آخرت تون ۸ نه بطر قّ تلد و سماع : بل:بطر بصبر ت و مشاهدت بل همحنانکه طبیت بشناستد که درختی است که دو زخبان از آن خورند ۰ (۲ ) آماده کر دهام بر ای بند کان تیکو کار خویش آ ذحه را که چشم زد بده 4 و کوشی نشمیده )و بردل آدمی گذشته است ر کل 2 ۷ مور قالب را سعادئی وشقاونی است درین حپان که ان را صیح<ت ومرض گویند - و ویر اسبابی است چون دارو وبرهیز » وجون سیارخوردن و برهیز نا کردن همحنن معلوم شود بدین مشاهدت ,که دلر عنی روحرا سعادتی است وشقاوتی .
حپارم - نگاهداشتن فصل پنجم - معنی حشر ونشر و بعت و اعاده 1 فصل ششم - مشاهده بپشت و دورخ در این دئبا؛ فصل هفتم - معنی عذاب قبر ؛ فصل هنم - <هسمت ودرحات فصل هم - اژدرهای گور رابچشم سرنتوآن دید؛ فصل دهم - عذاب قبر برای همه نسدت ؛ فصل پاز دهم - راه آزمایشایمنی ان فصل دواد ذهم - سه جنس آتش ۱ ایمنی دوزخ روحانی فصلسیزد هم - آتش روحانی دردناکتر از آش جسمانی است؛ فصل چهاردهم - منازلسیروسفر روحدر دنا ۱ فصل دا از دهم بگمان ضعیف هم و و و و و و و و وم و و و و و و و و و و و دا و و وا هو ور و وا و و و او وا ده ها وان وا و دا اه و و و و و وا و اه ها و نا ها ۲ و و و ما و وا ها ها و ها ها و ی وا هر و و ها و و و ها ها و سا ها ها ام و و و ۵ و و و ها و ده و داا ه و وا و وا و وا و ار ۵ ۵ 9 ۱ ار نا دا وا و۱ [مشت و دوز ی کالیدی ودو ححأفی ] بدانکه حقیقت آخرت هیچ کس نشناسد , تا حقیقت مر اولا نشناسد ؛ و حقیقت مرك نداند » تا حقیقت زند گانی نداند » وحقیقت زند گانسی نداند » تاحقیقت روح نداند . و معرقت حشبقت روح » معرقت نفس خودست » که بعضی از شرح وی گنته آمد. و بدانکه ار شرع کفته آمدکه: آدمی مر از دو اصل : ۳ روح؛ و دیگ رکالبد , روحچونسوارست »و کالبد چونمر کب . واين روحرادر آخرتبواسطة کالبدحالتی است »وپشتی ودوزخی است . و وبرا بسبب دات خود نیزحالتیاست بی نکهغالب رادر آن شر کتیبود . وویرابرایقالب نیز بپشتیودوزخی است »وسعادتیو شهاو تیاست. 9 ما نعیمو لذتدار که 9 اسط4قا لب باشد تم «بهشت روحانی »ميکنيم ورنجوالم وشقاوتو برا که بیقالب بود ۰ تشروحانی» ميگوئيم ۱ اما پشت ودوزخ که قالب درمیان باشد » این خود ظاهرست ؛ وحاصل آن ۱ اشجار وانپار وحور وقصور ومطعوم وشروب دغیر آنست ؛ وحاصل - دورخ آتش ومار و کددم ورووم ۷" وغبر آن , وصفغت آنهر دودرقر آن واخبار مشهورست» دثیم همیگنان 2 ادریاید ؛ وفصیل آن در کتاب کر ا(موت» از ۴ « احیا » کنتهايم واینجابرین اقتصار کنیم , وحقیقت مرگشرح کنیم»2بمعنی برشتودوزخ روحانیاشارت کنیم که این راهر کسی تاش ۱ واینکه گفت: «اعدت تعبادی ااصالحیی مالاعیی رت و لاادنسمعت ولا خطرعلسی قلب بشر " دزشسفت روحانی بود . واز درون دل رودنی ی بعالم ماوت , که از آنروزن اینمعانی آ شکارا شود 4 ودروی هیج شمپتی نماد ۱ و را که آن راه گشاده شود » ویر ا هَینی روشن بسعادت وشقاوت آخرت تون ۸ نه بطر قّ تلد و سماع : بل:بطر بصبر ت و مشاهدت بل همحنانکه طبیت بشناستد که درختی است که دو زخبان از آن خورند ۰ (۲ ) آماده کر دهام بر ای بند کان تیکو کار خویش آ ذحه را که چشم زد بده 4 و کوشی نشمیده )و بردل آدمی گذشته است ر کل 2 ۷ مور قالب را سعادئی وشقاونی است درین حپان که ان را صیح<ت ومرض گویند - و ویر اسبابی است چون دارو وبرهیز » وجون سیارخوردن و برهیز نا کردن همحنن معلوم شود بدین مشاهدت ,که دلر عنی روحرا سعادتی است وشقاوتی .